یک روز در طبیعت

یه روز به اتفاق باباش تصمیم گرفتیم السا رو ببریم کوه.....











اونجا داشتیم از السا جونم عکس می گرفتیم که یهو 
.
.
.
![]()
.
.
چند تا گاو خوشگل جلومون ظاهر شدن ![]()
طفلکی دخترم هاج و واج
وایساده بود نگاشون میکرد
آخه تا حالا این همه گاو یه جا و از نزدیک ندیده بود![]()
همیشه گاوا رو از تو ماشین میدید ![]()
اونم تا میخواست خوب نگاشون کنه ماشین ازشون رد شده بود![]()
















مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


یک روز در طبیعت 



